خبرگزاری حوزه | یکی از کارویژههای اساسی خواص در جامعه اسلامی، روشنگری و بصیرتافزایی است؛ چراکه سکوت اهل بصیرت در مواقع حساس تاریخی، حقیقت را مشتبه ساخته و شناخت حق از باطل را ناممکن میسازد. در صدر اسلام، عمار یاسر نماد برجسته چنین رسالتی بود. در گرماگرم جنگ صفین، آنگاه که معاویه با حیله قرآنها را بر سر نیزه کرد و ندای صلح سر داد، این عمار بود که با فریادی روشنگرانه پرده از نفاق بنیامیه برداشت و بانگ برآورد: «به خدا سوگند آنان هرگز به حقیقت اسلام نگرویدند، بلکه تنها تسلیم شدند و کفر خود را پنهان داشتند؛ و اکنون که یارانی یافتهاند، همان کفر دیرین خود را آشکار ساختهاند»[۱].
جایگاه معرفتی عمار چنان بود که در میدان صفین، به هر سویی که روی میآورد، صحابه پیامبر صلی الله علیه وآله به دنبال او میرفتند و او را مانند پرچمی راهنما در شناخت جبهه حق میدیدند[۲].
از همین رو، معاویه او را یکی از دو بازوی توانمند امیرالمؤمنین (علیه السلام) برمیشمرد؛ چنانکه پس از شهادت مالک اشتر، در جمع هوادارانش گفت: علی بن ابیطالب دو دست راست داشت؛ یکی در صفین قطع شد که عمار بود و دیگری امروز بریده شد که مالک است[۳].
در نگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز پایمردی و وظیفهشناسی عمار جایگاهی بیمانند داشت؛ بهگونهای که پس از شهادتش فرمود: «هر کس مصیبت شهادت عمار برایش جانکاه نباشد، از بصیرت و هدایت بیبهره است؛ رحمت خدا بر عمار، روزی که اسلام آورد، روزی که به شهادت رسید و روزی که دیگر بار برانگیخته میشود»[۴].
اندوه فقدان عمار تا واپسین روزهای حیات امام استمرار یافت؛ چنانکه در آخرین خطبههای پیش از شهادت، در فراق او اشک میریخت و ندای حسرتبار «أین عمار؟» سر میداد[۵].
از این منظر، نخبگان در هر عصری نقشی تعیینکننده دارند؛ چه آنکه پویایی جامعه و رهایی مردم از غبار فتنهها، در گرو روشنگری بهنگام خواص است، و هرگونه لغزش یا سکوت در این میدان، زیانی جبرانناپذیر در پی خواهد داشت.
حجت الاسلام اکبر روستایی
منابع
[۱] هیثمی، مجمع الزوائد، جلد ۱، ص ۱۴۸-۱۴۹.
[۲] ابن عبدالبر، الاستیعاب، جلد ۳، ص ۱۱۳۸.
[۳] طبری، تاریخ طبری، جلد ۵، ص ۹۶.
[۴] محمد بن سعد، الطبقات الکبری، جلد ۳، ص ۲۴۲.
[۵] زمخشری، ربیع الابرار، جلد ۵، ص ۱۹۲-۱۹۳.










نظر شما